سلام قبلش بگم كه هر انساني كه كسب حلال مي كنه ارزشمنده چه فروشنده چه مدرس
بعد از 20 سال تدريس به نتيجه اي رسيدم كه شايد براي شما هم جالب باشه;
به نظر بنده تدريس و فروش شباهتهاي خيلي زيادي دارند:
اول : در فروش شما خدمت يا كالايي براي عرضه داريد در تدريس هم همين طوره
دوم : اگه كالا يا خدمت شما شبيه بقيه باشه فروش آن خيلي سخت ميشه چون دائما داريد مقايسه ميشيد. در تدريس هم همينه در زمان دانشجويي ميگفتيم روش فلان استاد خوبه يا خوب نيست يا فلان استاد اگه يك روز جزوه نياره مطالب يادش ميره و...
سوم : بر اساس دليل دوم شما در فروش كالا يا خدمت بايد يك مزيت رقابتي داشته باشيد تا ديگران شما رو انتخاب كنند.در تدريس هم همينه حتما بايد يك مزيت داشته باشيد يا معلومات بالا يا حوصله زياد يا مهارت كلامي يا ارتباط چشمي قوي يا استفاده درست از تكنولوژي و الي آخر
چهارم: شما تا خودتون به كالا يا خدمتي كه مي فروشيد اطمينان نداشته باشيد چطور ميخواهيد بنده رو بعنوان خريدار رو مطمئن كنيد اگر شما مزيت، عيب و نيازي كه كالاي شما قراره برطرف كنه رو نشناسيد چطور منو راضي مي كنيد از شما بخرم؟
در تدريس هم همينه . فرض كنيد من ميخوام معادله اساسي حسابداري ( درس اول) رو درس بدم اما بعد 20 سال هنوز نميدونم كه اين معادله يك متر و معيار هست و صرفا به عنوان يك سرفصل آموزشي، مطلب رو درس ميدم و رد ميشم و به اثرات اين رفتار در بي ميلي شاگردام هم توجهي نمي كنم . بعد 4 سال دانشجو با كلي انتظار و طلب از جامعه ميره سر كار در حالي كه اصلا نميدونه واسه چي اومده حسابداري خونده.
پنجم:مشتري هاي شما از اديان اقوام و مذاهب و عقايد مختلف هستند كه كارشناسان بازاريابي و تبليغات شما روي اين موضوعات كار ميكنند و در تبليغات و طراحي محصولات اين متغير ها رو لحاظ مي كنند و فروشنده هاي شما براي مشتري وقت صرف مي كنند.
در تدريس هم همينه شاگردان شما از قوميت هاي مختلف از آيين ها و رسوم مختلف حتي ممكنه از زبان هاي مختلف سر كلاس شما بنشينند شما به عنوان يك مربي، معلم، پرورش دهنده يا هر عنوان ديگه موظف هستيد به اين تفاوت ها توجه كنيد. تحليل هاي فردي رو بپذيريد انتقاد ها رو با هم دلي و مهرباني گوش كنيد و براي شاگرداتون وقت بگذاريد تا وقتي شاگردان به خونه ميرند از جان و دل تكاليف رو انجام بدهند و در نتيجه عاشق درسي كه ميخونن بشن.
اگه بخوام باز هم بشمارم تا فردا صبح بايد براتون بنويسم
اما نكته آخر:
شما بايد عاشق فروختن باشيد تا بتونيد بفروشيد
شما بايد عاشق ياد دهي و آموزش باشيد تا بتونيد درس بديد
يك معلم عاشق تدريس مي تونه :
جراح عاشق پزشكي، كارگر عاشق كار، كارمند عاشق كار راه اندازي، مهندس عاشق توليد محصول نه واردات محصول ، عالم عاشق توليد علم نه كپي علم
و از همه مهم تر انسان عاشق خدا و انسان تربيت كنه.
در صورت داشتن سوال به قسمت نظر دهيد مراجعه نماييد
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید: